فرار از مسجد
امروز برای شرکت تو مراسم ختم همسر آیت الله شیخ ابوالحسن شیرازی نخستین امام جمعه مشهد بعد از سال ها به مسجد امام صادق (ع) واقع در خیابون دانشگاه رفتم. همون مسجدی که انصار مسجد به شیخ عبدالله نوری وقتی وزیر کشور بود توش حمله کردند.خطیب مراسم که داماد مرحوم شیرازی بود در حال ذکر مسایلی درباره انقلاب بود و از جمله گفت که رهبری کنونی وآقای واعظ و شهید هاشمی نژاد اعلامیه ها رو می نوشتند و تا آقایان مروارید، نوغانی، سید کاظم مرعشی و ابوالحسن شیرازی و... امضا نمی کردند مورد قبول مردم نبود که یکباره زلزله شد. به محض تکون خوردن زمین برای نخستین بار دیدم مردم برای حفظ جانشون چجوری از خونه خدا فرار می کردند. صحنه خیلی جالبی بود. فقط موندم حکمت زمان زلزله چی بود آیا خداهم مهر تاییدی بر این سخن واعظ مجلس زد یا همین نقش میرزا بنویسی رو هم تایید نکرد و... .الله اعلم.
شب چله فرصت نو شدن
دوشنبه شب مهمان بودم. هنگام شام که بر اساس عادت بد بسیاری از ما ایرانی ها تلویزیون برای خودش روشن است و ما هم برای خودمان شام می خوریم و سخن می گوییم، برحسب اتفاق سخنان یک پیرمرد مشهدی توجهم را جلب کرد. کمی که دقت کردم دیدم اسم برنامه ای در حال پخش "هویت قدیم مشهد " است. کنجکاو شدم و با دقت به گفته های مردان مختلفی که با لهجه زیبا مشهدی این میراث فرهنگی در حال فراموشی مشغول بیان خاطرات خود بودند،گوش فرا دادم. یکی از آبگوشت مادر می گفت و دیگری از کت و شلوار پدر اما نکته جالب تمام گفته ها سادگی زندگی بود. سادگی که زیبایی در آن موج می زد.سادگی که هنگام سخن گفتن مرحوم غراب همان وصله دوز معروف بازارچه سراب به اوج خود رسید. او از لباس هایی گفت که پس از سال ها پوشیده شدن توسط بزرگتر ها به نزد او و پدرش آورده می شد تا برای کوچکترها لباسی نو شوند.او از لباس های زیبایی که هر چند رفو شده بودند اما آن چنان تمیز نگه داشته می شدند که کسی باور نداشت آن لباس ها نو نیستند.از آن شب هنوز گرم این حرف های شیرین هستم و تنها راه کمی آرام شدن را در این دیدم که این چند کلام را بنویسم و بگویم چه شد آن سادگی ها؟چه شد آن صمیمیت ها ؟چه شد آن صفا وصمیمیت ها؟چرا زندگی ما این گونه پر زرق و برق شده است؟ وهزاران چرای دیگر و دیگر و دیگر...
اما از این چراها که بگذریم .امشب شب چله است. شبی که از قدیم در بین ما ایرانیان اهمیت خاص و ویژه ای داشته است و دارد. شبی که بسیار شبیه نوروز است. اگر آن روزی برای نو شدن است، این شبی برای نو شدن شناخته می شود. پس بیاییم در این شب نو شدن نو شویم اما نو شدنی نه از جنس امروزین که غربی و پر تجمل است و تنها ما را از خود مان دورتر می کند بل از جنس دیروزین که ساده و پاک و بی آلایش است.
بیاییم از امروز قناعت، صمیمیت و بی آلایشی و صد البته راست گویی،را برنامه اصلی زندگی خود قراردهیم تا کمی به اصل خود رجوع کرده باشیم.
به یاد ایرانشناس بزرگ مهردادبهار
امروز سالروز درگذشت اسطوره شناس بزرگ ایران زمین استاد مهردادبهار است. مردی که بی شک تمام تلاشگران عرصه فرهنگ باستانی ایران ومردم نگاران تاریخی و صدالبته ایرانشناسان وام دار اقدامات فرهنگی گسترده او هستند.
بزرگ مردی که به حق خون ملک الشعرای بهار در رگ هایش جاری بود و فرزند خلف راستین آن مرد آزادیخواه و اندیشمند بود.
انسان فرهیخته ای که آثار ارزشمندی همچون واژه نامه بندهش ، جستاری در اساطیر ایران ، از اسطوره تا تاریخ ، ادیان آسیایی ، سخنی چند درباره شاهنامه ،اشکانیان و ادبیات مانوی را تقدیم علاقه مندان به ایران زمین کرد.آثاری که هر کدام چراغ راهی برای پاگذاشتن در راه سنگلاخ ندانستن درباره گذشته محسوب می شود.
یاد وخاطره این اندیشمند ایرانی گرامی و راهش همیشه با حضور علاقمندان به فرهنگ ایران زمین پر رهرو باد.
بهشتی ناشناخته به نام مایان علیا
وقتی تو به عنوان یک مشهدی بخواهی برای فرار از مشکلات شهرنشینی روزی را در دل طبیعت شب کنی، در بیش از 90 درصد موارد مسیر پل شهید پرتوی و سهراهی مشهد به ییلاقات طرقبه و شاندیز را انتخاب میکنی.
میگویم 90 درصد مواقع چون گاهی که حوصله داری کمی بیشتر رانندگی کنی فرمان خودرو را به سمت چناران یا کلات منحرف میکنی و از گلمکان و چشمه گیلاس یا کارده و ارتکند و زاوین سر در میآوری. این یک اصل کلی است و چه تو جوان باشی و بخواهی دقایقی با چند هم سن و سال خود به خوشی ایام را گذر کنی و چه مردی متاهل و اهل خانواده باشی و قصد کنی بعد از روز یا هفتهای سراسر کار و تلاش برای درآوردن تنها یک لقمه نان در کنار خانواده به شادی ساعاتی را پشت سر بگذاری، فرقی نمیکند و مقصد و مقصود از این قاعده خارج نیست. اما همین توی مشهدی که از هر فرصتی برای رفتن به طرقبه و شاندیز استفاده میکنی تا دقایقی از فضای ماشین زده شهر دور شوی، تا به حال فکر کردی در همان نزدیکی طرقبه و شاندیزی که الان تنها تبدیل به مجموعهای از رستورانها، غذاکدهها و لمکدههای رنگارنگ شده و دیگر طرقبه و شاندیزی نیست که در آن بتوان کنار جوی نشست و گذر ایام را نظاره کرد، هنوز روستاها و مناطق بکری است که زیاد مدرن نشده و بوی سنت از گوشه گوشه آن به مشام میرسد.
میگویی شوخی نکن، مگر میشود هنوز جاهای بکر و ناشناختهای در اطراف مشهد باشد که مورد هجوم طرفداران بهرهبرداری مدرن از فضاهای سنتی با برچسب کلیشهای خدمت به زواران و مجاوران امامرضا(ع) و بهمنظور پرکردن جیبهای گشادتر از گشادشان قرار نگرفته باشد؟!
پاسخ مثبت است و برای اینکه ایمان بیاوری به این فصل سرد، نمونهای را معرفی میکنم. «مایان علیا»؛ روستایی با حدود 80 خانوار جمعیت که درست 17 کیلومتر پس از مزار یاسر و ناصر(ع) برادران امامرضا(ع) در اواخر راه گلستان به ازغد قرار گرفته است. روستایی بسیار خوش آب و هوا که در اوج گرمای مرداد ماه هنوز هم رودخانه آن جاری است و تو میتوانی هوای بهاری را در آن احساس کنی. روستایی که خانههای پلکانی آن تو را به یاد ماسوله میاندازد تا افتخار کنی که اگر گیلانیها تنها یک ماسوله دارند توی خراسانی در کنار کنگ که نسخه قدیمی سنگی ماسوله است،مایان علیا را داری که همان ماسوله گیلکهاست؛ البته در ابعادی کوچکتر و با تاریخی کهنسالتر. روستایی که اگر کمی مسوولان به آن توجه کنند به راحتی گوی سبقت را از ماسوله میرباید.
میگویی ادعایت درباره شباهت ظاهری مایان با ماسوله را با چند دقیقه serch اینترنتی و دیدن تصاویر موجود از این روستا در صفحات وب میتوان تایید یا تکذیب کرد، اما برچه اساس مدعی قدمت بالای آن هستی؟ پاسخ این سوال تنها با سفر به این بهشت ناشناخته خراسان داده میشود. باید بروی تا به چشم ببینی گور دخمههای قرار گرفته در دل کوه مجاور روستا را، همانها که مشابه آن تنها در مناطق دارای سابقه حضور زرتشتیان پیدا میشود. باید بروی تا مزار امامزاده میرزای عرب(ع) از نوادگان امام چهارم(ع) هموکه اهالی روستا خود را فرزندان او میخوانند را ببینی تا باور کنی این روستا قدمت اسلامیش نیز بسیار است. باید بروی تا بقایای چندین و چند آسیاب نیمه مخروبه قدیمی و حوض انبارهای قدیمیتر و صد البته گورستانی با سنگهای چندین صد ساله را ببینی تا با اعماق وجودت باور کنی این ماسوله گمنام بسیار تاریخیتر از ماسوله گیلانیان و دهها و دهها روستای زیبای مطرح کنونی کشور است.
از همه اینها مهمتر، مقبرهای در حال بازسازی بر فراز کوه مجاور روستای مایان قرار دارد که به تنهایی دنیایی از تاریخ درخود دارد.بنایی که بزرگترین عارف و صوفی قرن هشتم هجری خراسان مولانا رضیالدین علی مایانی در آن آرام گرفته و از آن بالا همانطور که زمانی وبا را از خراسان بزرگ فراری داد،پشتیبان و مواظب ساکنان این زیبا روستای کمتر شناخته شده است.
راستی تا یادم نرفته بگویم که مایان امتیاز ویژهای نسبت به تمام روستاهای پلکانی ایران دارد و آن گذر رودخانهای زیبا از پایین آن است. رودخانهای که دو طرفش را درختان میوه فرا گرفته است تا صحنهای بدیع از آب و باغ و کوه برای مسافران خسته از راه ایجاد کند. منظرهای که اگر در ساعات صبحگاهی روزهای آخر خرداد و آغاز تابستان که پرندگان خوشالحان آن را غرق خود میکنند شاهدش باشی، بدون شک عقلت را از دست خواهی داد و حضور در آن را با بهشت اشتباه خواهی گرفت.
بگذریم؛ برای معرفی این روستای زیبای کمتر شناخته شده زیاد سخن گفتم ولی مشک آن است که خود ببوید نه آنکه عطاری چون من بگوید. فقط اگر قصد کردی این هفته به جای حضور در مناظر تکراری طرقبه و شاندیز به دل طبیعت مایان علیا پناه ببری دو نکته را در نظر داشته باش: اول اینکه هرچه فکر میکنی برای یک سفر یک روزه از خوراک و پوشاک لازم داری همراه ببر؛ زیرا در این بهشت کوچک هیچ مغازهای برای تهیه مایحتاج ضروری وجود ندارد و دیگر اینکه پیش از رفتن به آن کمی تمرین رانندگی کن؛ زیرا گردنه های آن کم از حیران آذریها و بدرانلو و اسدلوی خودمان ندارد.
*این یادداشت در شماره 44 مجله مکتوب منتشرشد.
دکتر عزیز الله بیات درگذشت
دقایقی قبل دوست عزیزم مهدی یساولی در پیامکی خبری ناگوار را برایم بازگو کرد. او نوشت درگذشت دکتر عزیز الله بیات را تسلیت می گویم. تشییع فردا نه صبح از بیمارستان شهدای تجریش.مهدی بدین گونه خبری را به اطلاع من و بسیاری از دوستان رساند که بی شک گریه نمی گذاشت تلفنی آن را بازگو کند. مطمئنم غمی
بزرگ سرتاپای هرکدام از عاشقان تاریخ ایران که از این موضوع اطلاع پیدا کرده اند را اکنون گرفته است زیرا ایران یکی از معلمان بزرگ وتوانای خود را از دست داد. متاسفانه من مشهد هستم و امکان حضور در مراسم تشییع آن استاد بزرگ را ندارم به همین دلیل وبرای ادای دینی هرچند کوچک در ذیل زندگینامه او را باز گو می کنم تا شما دوستان نیز با این بزرگمرد از میان ما رفته بیشتر آشنا شوید. باشد که خداوند او را در کنار بزرگانش آشیان دهد.
دکتر عزیز الله بیات سال 1299 در نهاوند بدنیا آمد. وی تحصیلات مقدماتی را در همان شهرگذراند اماکلاس های هفتم ،هشتم و نهم را در ملایر سپری کرد و دیپلم را نیز در همدان اخذ کرد. وی سپس تحصیلات دانشگاهی را در دانشسرای عالی تهران اغاز کرد و سال 1323 مدرک کارشناسی گرفت. در سال 1332 و به علت نزدیک بودن کرمانشاه به نهاوند از طرف اداره فرهنگ به این شهر رفت و 20 سال در این شهر
زندگی کرد که حاصل آن چند کتاب درباره تاریخ و جغرافیای کرمانشاه بود.دکتر بیات با استفاده از بورس تحصیلی که به کارمندان دولت داده شد عازم فرانسه گردید. در سال 1348 موفق به اخذ مدرک دکترای رشته تاریخ و جغرافیا از دانشگاه پل سایاته فرانسه شد.او سپس از سال 1350 تا پایان عمر عضو هیئت علمی و استاد دانشگاه شهید بهشتی بود . دکتر بیات در این سال ها در مقاطع کارشناسی ارشد و دکترا، به تدریس دروس تاریخ تمدن اسلام و گاه شماری در دانشگاههای شهید بهشتی ، آزاد اسلامی ، تربیت مدرس و الزهرا پرداخت.
حدود 40 کتاب و تعداد بسیاری دکتر وکارشناس ارشد تاریخ حاصل60 سال تدریس این استاد برجسته بود.آثار باستانی کرمانشاه، از ظهور اسلام تا دیالمه،تاریخ ایران(جلد اول و دوم)، تاریخ ایران از آغاز تا انقراض پهلوی با تجزیه و تحلیل منابع و ماخذ،تاریخ تطبیقی ایران(از سلسله ماد تا پهلوی) با تمام دنیا،7 تاریخ منابع و ماخذ ایران،تحریر و تحشیه تاریخ گیتی گشای نامی، زمینه های پیشرفت و پیروزیها و شکستهای ایران،کلیات جغرافیای طبیعی و تمدنی ایران و کلیات گاه شماری در جهان از معروفترین آثار مرحوم دکتر بیات است. روحش شادباد.
به مناسبت نودمین سالگرد شهادت کلنل پسیان
یکی از مهمترین دورانهای تاریخی ایرانزمین، سالهای پایانی سده گذشته و آغازین سده کنونی خورشیدی است. در سالهای پس از انقلاب مشروطه، ایران دوران نوزایی فرهنگی واجتماعی را پشت سر میگذاشت. از یک سو شخصیتهای مترقی ایرانی تلاش میکردند تا کشور را بازسازی کنند و از سوی دیگر، استعمارگران بیگانه و نوکران داخلی آنها بااستفاده از انواع نیرنگها،سعی در حفظ نفوذ خود بر ارکان کشور داشتند. «سید جمالالدیناسدآبادی»،«سیدحسنمدرس»،«میرزا کوچک خان»، «شیخمحمدخیابانی» و «کلنل محمدتقیخانپسیان»، از جمله افرادی بودند که در این برهه زمانی چون شهابی درآسمان ایرانزمین ظهورکردند و با دسیسه استعمارگران و صدالبته ایادی داخلی ایشان، به سرعت خاموش شدند.
ادامه مطلببه یاد استاد مشکاتیان
درست دوسال پیش در روزی چون امروز ایران یکی از برترین آهنگسازان و به حق برترین نوازنده سنتور دهه های اخیر خود را از دست داد. او کسی نبود جز استاد بلند آوازه پرویز مشکاتیان. مردی از خطه زر خیز خراسان و شهر هنرمند پرور نیشابور که همراهی هایش با بلبل خوش الحان آواز ایران استاد محمدرضا شجریان هیچ گاه از یاد نخواهد رفت. فقدان این بزرگ مرد عرصه موسیقی خاصه برای اهل دل خراسان آن چنان سخت وسنگین بود که به حق جوانان دیارش در مراسم تشییع جنازه پرشکوه او سازهای خویش را کفن پوش کردند.از مشکاتیان گفتن سخت است و بضاعت قلم چو منی که تنها آشنایی شنیداری از موسیقی دارم در این باره بسیار اندک پس با شعری از مهدی فیروزیان این کوتاه نوشته را به پایان می رسانم. به امید روزی که اساتید گران سنگ موسیقی ما همچون علمای دینی مورد توجه قرار گیرند که ما ایرانیان اهل دل و دین توامان هستیم .یاحق .
رفت و ما ماندیم و بغضی درگلو ای دریغ آوای مهرآیین او!
شاه شورانگیز ما مشکاتیان خسرو پرویز ما مشکاتیان
پور نیشابور،آن "چاووش" ما نغمه هایش تا ابد در گوش ما
بس که در"کنج صبوری" ماند و ماند عاقبت مرگ آمد و او را رهاند
در"مقام صبر" خونین شد دلش "قاصدک" را راند و بدبین شد دلش
آنکه روزی مست سنتور و سه تار می سرود از "مژده"و "لاله ی بهار"
در میان"دود عود" و شمع و ساز از "تمنا"ی دلش می گفت باز
کف زنان "بر آستان جان"جان نغمه ها می ساخت در"دستان"جان
"گنبد مینا" ز صوتش پر سرور "جان عشاق" از"نوا"یش غرق شور
با سه تارش "سر عشق" افشا شده "صبح مشتاقان" از او زیبا شده
از"وطن" با نغمه هایش یاد کرد در همایون، ساز او"بیداد" کرد
عاقبت سوی"پس پرده "شتافت "لحظه ی دیدار" را نزدیک یافت
در سکوت سرد خود خاموش شد "سرو آزاد"ش خزانی پوش شد
گمنام ترین سردار
امروز15شهریورسالگردعروج روح بلند مبارز سال های دور و نزدیک،مرد همیشه حقیقت خواه وحقیقت گو، شاگردبزرگ مکتب فقیه مظلوم آیت الله العظمی منتظری (ره) شهید حاج داوود کریمی است. به همین مناسبت یادداشتی را در جدیدترین شماره هفته نامه ستاره صبح منتشر کردم که در
زیر متن کامل آن را مرور می کنید:
برخی از روزها در زندگی افراد یک جامعه روز خاص شمرده می شوند.این روزها به دو دسته تقسیم می شوند. برخی بیانگرواقعه ای بزرگ هستند. در زندگی جامعه پس از انقلاب ایران ایامی چون 22 بهمن،12فروردین ، 31 شهریور،3 خرداد 61و2 خرداد 76 از این دسته هستند.
برخی دیگر نیز به سالروز درگذشت بزرگ مردی تاثیرگذاربر جامعه ایران اختصاص دارند.بارزترین این روزها14خرداد68 سالروزدرگذشت بنیانگذار انقلاب اسلامی است.البته روزهایی چون 19شهریورسالروز درگذشت ابوذرزمان آیت الله طالقانی،7تیر60 سالروز واقعه دلخراش انفجار دفترحزب جمهوری اسلامی و شهادت آیت الله بهشتی و72 تن از نیروهای انقلاب و 8 شهریور60 سالروز انفجار دفتر نخست وزیری و شهادت رییس جمهور مردمی رجایی را می توان از این دسته روزها به شمار آورد.
یکی از این روزها که کمترمورد توجه قرارگرفته 15 شهریور83 است.دراین روزروح بلند مردی به آسمان پرواز کرد که برخی اورا واقعی ترین بسیجی، برخی دیگر گمنام ترین سردارانقلاب اسلامی وبرخی دیگر اصولگراترین ایرانی دهه های اخیرمی دانند.او شخصی جز چریک بزرگ سال های قبل و بعد از انقلاب حاج داوود کریمی نبود.
مردی که از هنگام تولدش در بهمن 1326 تا هنگام شهادتش همیشه درحال مبارزه بود.ابتدا مبارزه با فقر مالی، سپس با فقر فرهنگی و سرانجام فقر ایدئولوژیکی.او در این راه ازتراشکاری همراه با درس شروع کرد،آنگاه با دیدن فقر فرهنگی جامعه انقلابی شد وگروه «فجر اسلام» را درکناردوستانش تاسیس کرد تا به مبارزه چریکی با ریشه های به وجود آورنده این فقر فرهنگی بپردازد.او در این راستا مدتی را درلبنان به سر برد وزیر نظر شهید دکتر مصطفى چمران و شهید محمد منتظرى ضمن آموزش فنون نظامی گستره فکری و فرهنگی خود را افزایش داد.حاج داوود سپس با بازگشت به میهن چهار هیات مذهبى در منطقه نازى آباد تهران براى مبارزه فرهنگی با رژیم طاغوت تاسیس کرد و با پیروزی انقلاب هدایت و مسئولیت کمیته انقلاب اسلامی نازى آباد را برعهده گرفت تا عوامل وابسته به طاغوت را ریشه کن کند. او سپس به ترتیب عضو هیات مرکزى سپاه تهران، عضو دفتر هماهنگی سپاه، فرمانده منطقه 7سپاه و مدتى نیز فرمانده سپاه تهران،فرمانده عملیات جنوب،مسئول بازرسی بنیاد شهید انقلاب اسلامی،مسئول حراست مخابرات کشور،مدیر کل ستاد مبارزه با مواد مخدر فرمانده قرارگاه مرکزى محمد رسول الله(ص) شد ودرقالب این مجموعه ها درحد امکان برای ساختن بنای فرهنگی جدید ایران اسلامی گام برداشت.
پس ازجنگ تحمیلی حاج داوود،برخلاف بسیاری از همرزمانش که سعی کردند به هر طریق ممکن جایی در حاکمیت کسب کنند به میان مردم بازگشت و بار دیگر فعالیت به منظور تحصیل یک لقمه حلال را در کارگاه تراشکارى آغاز کرد.البته او در این مرحله از زندگی تلاش برای رفع فقر ایدئولوژیکی مردم را در دستور کار خود قرارداد. تلاشی که بدلیل برخی کج فهمی ها او را مدتی مهمان زندان کرد اما این سردار گمنام سالهای دفاع مقدس بیدی نبود که با این بادها ریشه کن شود.
او پس از آزادی نیز تغییری درروال زندگی خود نداد تا اینکه واقعیت های نازیبای جنگ رخ نمود وهمگان راز این چریک صابررا فهمیدند.رازی که از حمله شیمیایى دشمن درعملیات فاو پدید آمده بود.او البته سعی می کرد خود را به این امر بی تفاوت نشان دهد اما از تیر 82بیمارى اش شدت گرفت تااینکه پس از 13 بار زیر تیغ جراحان قرار گرفتن در نیمه شهریور 83 روح بلندش به دیدار معبود رفت.
حاج داوود با این نوع خاص زندگی کردن به سه گروه مختلف اجتماعی درس زندگی داد.نخست به نسلی که آشنایی چندانی با انقلاب ندارند، آموخت که همه انقلابیون مانند هم نبودند.از آنجایی که معیار قضاوت این نسل نسبت به انقلاب بر پایه برخی رفتارها و قیاسها از برخی از افراد است حاج داوود میتواند الگوی مناسبی برای آنها محسوب شود زیرا نمونه کامل یک انقلابی بود که با آرمان برای احیای اسلام و آزادی مبارزه کرد و پس از انقلاب نیز هیچ دستاورد مادی با خود نداشت و در فقر و تنگدستی جان باخت.او میتواند الگویی برای تشخیص یک انقلابی از فرصتطلبان باشد.
دسته دومی که می توانند از زندگی حاج داوود درس ها بیاموزند افرادی هستند که به قدرت چسبیدهاند.او با زندگی ومرگ خود به کسانی که به قدرت چسبیدهاند و به خاطر قدرت به افترا و تهمت زدن و از میدان به درکردن رقبا با هر وسیله و تنگ کردن فضا برای دیگران پرداخته اند و چنگ انداختن به حقوق مردم چه حقوق سیاسی و چه حقوق مالی و اجتماعی،را با هزار تزویر و نیرنگ دنبال میکنند گوشزد کرد که آنان نیز روزی خواهند رفت و ماندگار کسی است که همانند حاج داوود زندگی کند و بمیرد.
سرانجام حاج داوود کریمی به کسانی که آرمانهای انقلاب را دوست دارند و حفظ نظام را بر خود واجب میدانند،اما تاب تحمل به فراموشی سپرده شدن این را ندارند،نیز آموخت که میتوان همانند او با این درد جانکاه ساخت و برای حفظ نظام چیزی نگفت و تا آیندگان زندگی ما را الگوی واقعی انقلاب بدانند و براساس آن به راه درست بازگردند.
علی کیست؟
زندگانی پربار حضرت امامعلی(ع) سرشار از جلوههایی است که در هیچ بشری ظهور نیافته است. عظمت و قداست حضرت علی(ع) آن چنان دست نیافتنی است که همچنان حق توصیف و تعریف همهجانبه آن ادا نشده و باید اعتراف کنیم «ما عَرَفناکَ حَقَّ مَعرِفَتِکَ». در ادامه و بهمناسبت ایام شهادت آن امام همام به 21 فضیلت مهم آن اقیانوس بیکران کمالات و مناقب اشاره میکنیم.
خاصترین ولادت
ولادتی به زیبایی ولادت امامعلی(ع) در عالم خلقت مشاهده نشده است. این فضل خدا بود که ولادت مولاعلی(ع) را در خانه خود قرار داد تا نشان از کمال عظمتش باشد؛ زیرا خانهزادی خدا افتخارات ویژهای است که هیچکس در آن با او برابر نیست.
زیباترین نام
انتخاب نام مولا از سوی خداوند، دومین فضیلت او محسوب میشود. فاطمه بنت اسد میگوید: چون تصمیم به خروج از خانه خدا گرفتم، هاتفی ندا داد: ای فاطمه! نام فرزندت را علی بگذار؛ چون او بالامرتبه و بلندمقام است.
بهترین تربیت
سرنوشت امامعلی(ع)، از همان سالهای نخست با سرنوشت پیغمبر خاتم(ص) پیوسته بود. او پس از خشکسالی بزرگ مکه به خانه پیامبر(ص) رفت تا تحت هدایت ایشان، به عالیترین مدارج کمال برسد و زیباترین دوران تربیتی را پشت سرگذارد.
برترین دین
هنوز 10 سال از عمر شریف و پربرکت امیرمؤمنان(ع) سپری نشده بود که نبوت حضرت محمد(ص) آغاز شد. علی(ع) از همان ابتدا به عنوان بازویی توانا، سربازی جان برکف و نمایندهای امین در کنار پیامبر قرار گرفت تا مصداق زیباترین دیندارشود.
بیشترین مصادیق قرآنی
شخصیت امامعلی(ع) در بسیاری از آیات نورانی قرآن مورد بررسی قرارگرفته است. آیه عصمت (33 احزاب)، آیه امامت و ولایت (55 و 56 مائده)، آیه مباهله (6 آل عمران)، آیه اولیالامر (59 نساء)، آیه تبلیغ (67 مائده)، آیه اجابت (24 انفال)، آیه راکعین (43 بقره)، آیه سابقین (80 توبه)، آیه سبقت در ایمان (10 حشر)، آیه صادقین (119 توبه)، آیه علمالکتاب (43 رعد)، آیه هجرت (195 آل عمران)، آیه لیلهالمبیت (207 بقره)، آیه شهادت (23 احزاب)، آیه بنیان مرصوص (4 صف)، آیه انفاق و ایثار (265 و 274 بقره)، آیه ایثار (9 حشر)، آیات هل اتی (5 تا 21 هل اتی)، آیه ودا (69 مریم)، آیه مودت (23 شوری) و آیه اکمل دین (67 مائده)، تنها برخی آیاتی هستند که بر اساس گفته علما شیعه و سنی درباره امامعلی(ع) نازل شده است.
زیباترین توصیفها
دانشمندان و متفکران جهان از بهترین و زیباترین توصیفها برای شناساندن مولای متقیان به جهانیان استفاده کردهاند. «خواجه نصیر توسی» ایشان را بزرگترین مردی میداند که مادر روزگار زاییده است. «ابنابیالحدید» مردی میخواند که دشمنانش نیز سر به آستان فضایلش فرود میآوردند و«محمد بن ادریس شافعی» دوستی علی(ع) را سپر آتش دوزخ توصیف میکند.
زیباترین شمائل
احادیث گوناگونی درباره جایگاه برتر علی(ع) نسبت به پیامبران و ملائک وجود دارد. براساس این احادیث هر کس دوست دارد به هیبت اسرافیل، مرتبه میکائیل و جلالت جبرائیل پیببرد و هر کس مایل است به سازگاری آدم، خدا ترسی نوح، دوستی ابراهیم، اندوه یعقوب، جمال یوسف، مناجات موسی، صبر ایوب، زهد یحیی، سنت یونس، پرهیز عیسی و منزلت و کمال و خوی محمد(ص) پیببرد، باید به جمال و شمائل علی(ع) بنگرد؛ زیرا خداوند همه خصایل ملایک و انبیا را در امام علی(ع) گردهم آورده است.
بالاترین جانبازی
خوابیدن حضرت علی(ع) در لیلهالمبیت در بستر پیامبر(ص) بهمنظور نجات جان آن حضرت از نقشه شوم مشرکان، به اندازهای ارزش داشت که خداوند جهان در قرآن، آن را ستوده و جانبازی در راه کسب رضایت الهی نامیده است.
بهترین برادر
پیامبر(ص) پیش از حضور مهاجرین در مکه میان دو به دوی آنها پیوند برادری برقرار کرد تا اینکه بالاخره جز علی(ع) کسی نماند. آنگاه پیامبر به علی فرمود: «اَنتَ اَخی فِیالدُنیا وَ الاخِرَه» تو برادر من در دنیا و آخرت هستی.
برترین ازدواج
بیشک برترین و بهترین ازدواج صورت گرفته تاکنون برروی زمین، ازدواج حضرت علی(ع) با دخت گرامی پیامبر فاطمه(س) است. ازدواجی که تمام عرشیان همراه با زمینیان در آن به شادی پرداختند.
زیباترین جانشین
پیامبر اکرم(ص) در حجهالوداع تصمیم گرفت در نقطهای به نام «غدیر خم» فرود آید و دستور خدا را به مردم ابلاغ کند؛ دستوری که چیزی جز اعلام جانشینی مولا علی(ع) نبود. جانشینی که به معنای سکانداری امت رسول خدا پس از رحلت ایشان توسط برترین مردم عصربود.
برترین بتشکن
رسول خدا(ص) روز فتح مکه به علی(ع) دستور داد تا بتهای موجود بر بالای خانه خدا را به زیر افکند و این برترین بت شکنی تاریخ بود.
برترین ضربت
هنگامی که عمرو بن عبدود در جنگ خندق مبارز طلبید، کسی پاسخ نگفت تا آنکه علی(ع) با اجازه رسول خدا(ص) در برابر او قرار گرفت و با ضربتی آن ملعون را کشت. پیامبر(ص) پس از این واقعه فرمود: «یک ضربت علی(ع) در جنگ خندق، از تمامی اعمال امتم تا روز قیامت، برتر است».
بالاترین اخلاص
امیرمؤمنان(ع) درجنگ خیبر پس از غلبه بر عمرو بن عبدود، لحظاتی در کشتن وی درنگ کرد و به قدم زدن در میدان پرداخت و سپس آن ستمکار را کشت. وقتی مسلمانان دلیل این حرکت را پرسیدند، فرمود: ابتدا که برسینهاش نشستم او دشنام داد و آب دهان به صورتم افکند، ترسیدم اگر او را بکشم، برای نفسم کار کرده باشم، پس لحظاتی قدم زدم تا خشم من فرو نشست و آنگاه او را به خاطر خدا کشتم.
زیباترین عبادت
در جنگ صفین تیری در پای حضرت علی(ع) وارد شد. هر چه تلاش کردند نتوانستند در موقع عادی آن را خارج پس با راهنمایی امامحسن(ع) به هنگام نماز تیر را خارج کردند.
برترین معلم
امامعلی(ع) شخصیتهای متفاوت و مهمی را تربیت کردند. اول فرزندانش امامحسن(ع) و امامحسین(ع) و امکلثوم(ع) و زینب(ع) دوم تربیت یارانی همچون کمیل، مقداد، ابوذر و سوم تربیت مدیرانی همچون مالک اشتر نخعی و تربیتهای عمومی حضرت که مخصوص همه بشریت است.
زیباترین بخشش
علی(ع) انگشتری خود را در رکوع نماز نافله به سائلی که از کمک خواست، اهداکرد. سائل نزد پیامبر آمد و این ماجرا را خبر داد. در این هنگام آیه «اَنَّما وَلیُّکُمُالله وَ رَسُولُه...» نازل شد.
تواناترین پرچمدار
علی(ع) در تمام جنگهای بدر، احد، حنین، احزاب، فتح مکه و... پرچم رسول خدا(ص) را در دست داشت و پیامبر (ص) فرمود: «علیٌ صاحبِ لَوایی» ؛ علی پرچمدار من است.
زیباترین صبر
پس از رحلت پیامبر، حضرت علی(ع) به حق خود نرسید اما برای حفظ اسلام زیباترین صبر پیشه کرد.
زیباترین ترجیح خدا بر غیر خدا
وقتی که «عقیلبن ابیطالب» سهم بیشتری از بیتالمال مطالبه کرد، او رضای خداوند را بر خشنودی برادر ترجیح داد.
زیباترین ملاقات با خدا
حضرت علی(ع) با بهترین مرگ که همان شهادت در حال نماز و در خانه خدا است، از این سرای فانی کوچ کرد و به بهترین نحوه در هنگامی که شمشیر «ابنملجم» (لعنتالله علیه) بر فرقش فرود آمد، این زیبایی ملاقات را بیان کرد که: «فُزتُ وَ رَبِّ الکَعبَه»
آیین های شب قدر در مشهد
ماه مبارک رمضان از زمان هایی است که مردم نقاط مختلف ایران با برگزاری آیین و مراسم های گوناگونی آن را گرامی می دارند.این مراسم ها ازجنبه زمانی به چهار گروه عمده آیین های پیشواز، ایام رمضان، شب های قدر و بدرقه ماه رمضان تقسیم می شوند. در این بین آیین های شب های قدر از وضعیت ویژه ای برخوردار هستند و مراسم این شبها در اوج شباهت معنوی دارای تفاوت های آشکار شکلی است. مراسم های برگزار شده در مشهد نیز از این قاعده کلی منفک نبوده و اهالی پایتخت معنوی ایران دراین شب های پرعظمت اعمالی را انجام می دهند که ضمن داشتن ریشه مشترک با آیین های اغلب نقاط کشور دارای ویژگی هایی است که آنها را ممتاز می کند.
مردم مشهد نیزهمچون سایر مردم ایران زمین در شب های قدر و شهادت حضرت علی(ع) به عزاداری و احیا و تلاوت قرآن و خواندن ادعیه های خاص این شبها از جمله جوشن کبیر می پردازند.تفاوت بزرگ مراسم احیای مشهد با سایر شهرها در مکان برگزاری آن است. اغلب مردم مشهد شب های قدر را در مضجع شریف رضوی سحر می کنند ودر این مکان به رازونیاز با خالق خویش می پردازند.البته در کنار حرم رضوی اغلب مساجد مشهد ،برخی از خانه ها وهمچنین زورخانه های شهر نیز شاهد برگزاری مراسم احیای شب قدرهستند.
منازلی که میزبان برگزاری مراسم احیای شب های قدر در مشهد هستند همان منازلی هستند که در آنها جلسات مقابله قرآن یا در اصطلاح اهالی مشهد دوره برگزار می شود.
مقابله شکل خاصی از قرائت قرآن به شکل دسته جمعی است که درجریان آن هر شب یک جزء از قرآن مجید خوانده شود. فردی که عنوان قاری را داشته واز تسلط بهتری بر قرآن برخوردار است در این دوره ها در صدر مجلس نشسته وبه هنگام قرائت کلام خدا از سوی دیگران اشکال های قاریان را تصحیح می کند.همین فرد در شب های احیا و پس از پایان قرائت قرآن وظیفه برگزاری مراسم احیا و اجرای آیین برسر گرفتن قرآن را برعهده دارد.
در مشهد صد ها دوره خانگی وجود دارد که به صورت خانوادگی ،محلی و صنفی اداره شده و شب های معنوی رمضان را رقم می زنند.
زورخانه ها دیگر مکان برگزاری مراسم احیای رمضان در مشهد هستند.هرچند نقش این مکان ها در جامعه ماشینی امروز کمتر شده اما همان معدود زورخانه های باقیمانده یکی از بهترین مکان های راز و نیاز با خدا درمشهد محسوب می شوند. در ماه رمضان که ماه امام علی(ع) است و ارادتمندان حضرت در داغ پرپر شدن این گوهر بی همتا می سوزند، نوای علی علی در زورخانه ها طنین انداز می شد. مهمترین شب احیا در زورخانه های مشهد شب بیست وسوم ماه رمضان است که معمولا در این شب علاوه بر برگزاری آیین های مذهبی مراسم گلریزان برای دست گیری از افراد درمانده و مستمند آبرومند برگزار می شود.
ازمکان های خاص برگزاری مراسم احیا در مشهد که بگذریم باید به اعمال ویژه این شب نیزاشاره کنیم. اهالی مشهد دراین سه شب با اجتماع در مساجد اقدام به خواندن نمازی می کنند که در عرف عمومی به نماز صد رکعتی معروف است.این نماز در اصل 6 دور کامل نمازهای روزانه است که برروی هم 102 رکعت شده اما به صد رکعتی معروف است وبه عنوان قضای نمازهای فراموش شده خوانده می شود.نماز صد رکعتی در هر سه شب ماه رمضان در مساجد و قبل ازخواندن دعای جوشن کبیر به پیشنمازی امام جماعت محل خوانده می شود.
آیین دیگر ویژه مردم مشهد در شب های احیا که البته در برخی مناطق غربی کشور نیز مشابه آن انجام می شود مراسم گره زدن نخ جوشن است. بر اساس این آیین زنان در حین قرائت دعای جوشن کبیر که صد بند است پس از خواندن هر بند نخ پاکی را که از قبل تهیه کرده ودر دست دارند گره می زنند تا همزمان با پایان دعا این نخ دارای صد گره شود،آنگاه آن را به نیت شفابخش کودکان و بیماران برگردن آنان می اندازند.
ایشان همچنین بعد از خواندن هر بند از دعای جوشن و همزمان با گره زدن نخ، فوتی هم به قند و شکر، برنج و یا شکلات و آجیل که همراه خود به محل برگزاری مراسم احیا آورده اند، می کنند و پس ازرفتن به خانه این آذوقه را به نیت افزودن برکت وگسترش سلامتی با آذوقه ذخیره منزل مخلوط می کنند.
سرانجام اینکه مردم مشهد اعتقاد دارند کارکردن، خیاطی کردن و آرایش به هر شکل در روزها وشب های احیا به ویژه در روز شهادت حضرت علی(ع) حرام بوده و از خندیدن در این شبها پرهیز می کنند.
