معیاری برای شناسایی مشهدی های اصیل
درست سه روز مانده به انتخابات دهم ریاست جمهوری بود که با نوشتن یادداشتی به لهجه شیرین مشهدی ودرحمایت از سید سبز اندیشان میر حسین موسوی برای آخرین بار،از نگاه روزنامه نگار پارتی با شما همکلام شدم .حال امروز پس از 80روز دوری که داستانش را در فرصتی مناسب بیان خواهم کرد ،باردیگر با مطلبی درباره یکی از چهره های دوست داشتنی سالهای نه چندان دور مشهد درخدمت شماهستم . (1) یکی از بازخوردهای تبدیل الگوی زندگی جهان از شیوه کشاورزی به صنعتی تغییر زیستگاه اصلی انسانها از روستا به شهر است. بر این اساس با گسترش روز افزون زندگی شهر نشینی که طی سالهای اخیر هر روز بر سرعت آن افزوده شده است گروه ها ،اقوام وعشیره های جدیدی روستاها را رها کرده و برای استفاده از آنچه در ذهنشان مزایای زندگی صنعتی تلقی می شود ساکن شهرها و به ویژه شهر های بزرگ می شوند. این جابجایی محل سکونت که نتیجه آن تغییر الگوی زندگی از خانواده تولید گر به خانواده مصرف گرا است دارای تبعات منفی بسیاری چون حاشیه نشینی، سرخوردگی فکری و فرهنگی ،بحرانهای خانوادگی و....برای این ساکنان جدید شهرها است که هر کدام نیاز به کنکاش بسیاری دارد و چون از یک سو کارشناسان علوم اجتماعی بارها وبارها بدانها از زوایای گوناگون پرداخته اند و از سوی دیگر هدف از نگارش این مقال بررسی مسئله دیگری است ،از آنها در می گذریم.
نکته مهم دیگردراین نقل و انتقال که به نوعی هدف این نوشتار نیز هست تاثیر مهم این مهاجرت برروی ساکنان قدیمی شهرها و فرهنگ آنان است.هرچند درنخستین ماهها و سالهای ورود مهاجران به شهرها آنها بافت طایفه ای وقبیله ای خود راحفظ می کنندو حتی دراموری چون ازدواج نیزحاضر به پذیرش فردی ازگروه وطایفه دیگردرجمع خودنیستند اما با گذشت زمان وبه ویژه تغییر نسل ها این مرز بندی ها ازبین رفته و تـازه واردان نه تنها خود را بخشی از جامعه قدیم شهرنشین می دانند بلکه خود رااصل آن جامعه تلقی می کنند که البته باتوجه به ورود هرروزه گروههای جدیدروستا نشین به شهرها به ویژه شهرهای بزرگ می توان این تصوررا تاحدی درست دانست.این تغییرماهیت جمعیتی درشهرها عاملی است که شهرنشینان قدیمی را درکشوری چون ایران که مردم هرمنطقه دارای خصوصیات اخلاقی واجتماعی ویژه ای هستند با مشکلات بسیاری مواجه و مردم سایر مناطق کشوررا دچارسردرگمی نسبت به مردم آن منطقه خاص می کند .به عبارت دیگرازیک سو براساس آنچه ازگذشتگان نقل شده مردم یک شهرخاص باید دارای خصوصیات متمایزی نسبت به مردم سایرمناطق کشورباشند،آنچنان که براساس همین گفته ها به طورمثال یزدیها مقتصد ،مشهدی ها مهمان نواز،ترکها ناموس پرست ،کردها غیور و....هستند و از سوی دیگر در روزگارکنونی مردم درمواجهه با اهالی شهرهای بزرگ با امری غیر ازاین تصورات روبرو می شوند که نه تنها نگاه آنها به برخی از اقوام و گروههای قومی جامعه را تغییر می دهد که حتی آنان را دچار سردرگمی درمواجهه با سایر اطلاعات رسیده ازگذشتگان نیزمی کند. دانشمندان علوم اجتماعی برای رفع این مشکل تلاش های بسیاری کرده و روش های گوناگونی را به اجرا گذاشته اند .یکی از این شیوه ها که در سطح بین المللی توسط دانشمندان مردم شناس مورد استفاده قرار می گیرد، میزان آشنایی مردم ساکن یک منطقه با لهجه خاص زبانی آن منطقه است به عبارت دیگر فردی به طور مثال مشهدی یا اصفهانی یا یزدی خوانده می شود که بتواند با لهجه خاص آن منطقه سخن بگوید.البته این شیوه هر چند در بسیاری از موارد توانسته مشکل به وجود آمده را حل کند اما با توجه به اینکه بر اساس طول مدت سکونت یک فرد درشهر یا منطقه ای خاص لهجه او دارای تغییراتی شده و او از بسیاری از لغات مرسوم درمنطقه سکونت خود درسخنانش استفاده می کند دارای نواقصی است که برای رفع آن دانشمندان پیشنهاد استفاده همزمان ازلهجه منطقه ونمادهای خاص انسانی یا تاریخی را برای شناسایی ساکنان اصلی منطقه از مهاجران را مطرح می کنند.کارشناسان معمولا برای انتخاب این نمادها با بررسی تاریخ شهر در دوره های گوناگون افرادی شاخص بر اساس فرهنگ غالب آن منطقه را که در مقطعی خاص در سطح آن منطقه ظهور کرده ومورد توجه ساکنان شهربوده و یا اغلب مردم به نحوی با او روبرو شده اند وپس ازمرگ به طور کامل ازچرخه زندگی مردم خارج شده به طوری که تنها در اذهان مردم هم دوره او باقی مانده و سایر ساکنان شهر که در دوره های بعد به جمعیت منطقه اضافه شده اند هیچ آشنایی با او ندارند،انتخاب کرده وبا توجه به آشنایی یا عدم آشنایی مردم با این فرد نسبت به اصالت یا عدم اصالت مردم ساکن شهر یقین پیدا می کنند.به طور مثال با توجه به اینکه تهرانی های قدیم خود را بسیارلوطی وجوانمرد می دانند،برای اینکه مشخص شود فردی که ساکن تهران است یک تهرانی اصیل و یا مهاجرعلاوه بردقت درلهجه اومی توان ازمیزان آشنایی اش باشخصیت جوانمرد قصاب پرسش کرد. دانشمندان علوم اجتماعی برای تشخیص یک مشهدی اصیل از یک مهاجر به هنرمندان دوره گرد بومی توجهی ویژه دارند زیرا این شهربدلیل وجود آرامگاه امام هشتم شیعیان جهان طی سالهای گوناگون پذیرای فرهنگ ها،لحنها ولهجه ها وآراء اقوام مختلف بوده که همین امربرخورد فرهنگ ها و خورده فرهنگ ها گوناگون را باعث شده است.البته دراین بین هنر نسبت به سایر مواد تشکیل دهنده فرهنگ این مرز و بوم از پاکی بیشتری برخوردار بوده و کمتر دستخوش تغییر شده است.به عبارت بهتر زبان خاص هنری مشهدی ها که بیشتر نمایش گونه های میدانی همراه با سازهایی چون دهل و سورنا، دنبک و کمانچه و دایره با رنگ وطعم دینی است ازقدمت بیشتری نسبت به سایرگزینه های فرهنگی مردم این شهر برخورداراست.با توجه به این مسئله واینکه بیشترین میزان مهاجرت به شهر مشهد دردهه های 50 تا 70 صورت گرفته برای تشخیص مشهدی های اصیل ازافرادی که درسالهای بعد ساکن این شهرشده اند باید هنرمندی را شاخص قرارداد که برای مردم دهه 40 این شهر آشنا بوده اما مردم سالهای بعد با او قرابتی نداشته باشند.با مروری براوضاع واحوال آن زمان مشهد مواردی چند از این دست را می توان مشخص کرد که شاید بهترین نمونه ازاین دست که می تواند مورد توجه قرار گیرد مطرب دوره گرد آن روزهای مشهد جیگی جیگی ننه خانم باشد.برای اینکه با دلایل این انتخاب بهترآشنا شویم بد نیست کمی با خصوصیات این نماد هنری مشهد قدیم آشنا شویم. جیگی جیگی ننه خانم،مردی با قامتی متوسط، شانه های پهن ،صورتی استخوانی وموهای بلند خرمایی رنگ بوده که یکی او را با دفی در دست به یاد دارد ودیگری ازدایره زنگیش می گوید وسومی او را عروسک گردان می خواند وپیری دیگر از میمون همراهش یاد می کند ،حتی برخی او را با لباس محلی مردم بیرجند به خاطر دارند و برخی دیگر با لباس محلی کردان شمال خراسان و گروهی هم او را مردی می خوانند که لباسی چون دیگران می پوشیده اما کلاهی برسر می گذاشته که دم روباهی از آن آویزان بوده است.درباره این اختلاف خاطره های باقی مانده ازشکل ظاهری جیگی جیگی ننه خانم که می تواند امکان وجود چند نفر با یک لقب را درسالهای گوناگون درذهن ایجاد کند، باید گفت که ممکن است او در دورانهای مختلف زندگیش با اشکال متفاوتی اقدام به سرگرم کردن مردم کرده است ویا اینکه به هنگام حضوردرهر کدام ازمحلات آن زمان مشهد بر اساس نوع دیدگاه مردم ساکن آن منطقه به هنر اقدام به پوشیدن لباسی خاص کرده ویا از وسیله ای خاص برای سرگرمی آنان استفاده می کرده است.نکته دیگری که براین تفکرخط بطلان می کشد این امراست که همگان دراستفاده او تنها ازیک شعربرای اجرای برنامه های خودکه ترجیع بند آن همین نام جیگی جیگی ننه خانم است که به نام اوتبدیل شده همکلام هستند .
جیگی جیگی ننه خانم دارای دو ویژگی دیگر نیز هست که درذهن مشهدی های اصیل خانه کرده و سبب می شود به عنوان نمادی برای شناسایی ساکنان واقعی مشهد ازمهاجران به این شهرمورد توجه قرار گیرد.یکی ازاین دو زیست گاه ومحل سکونت او می باشد.تمامی قدیم های مشهد بر اینکه او مسکنی ویژه برای خود داشته که در سطح شهر یگانه بوده هم نظر هستند.این مسکن ویژه اتاقکی غار مانند درکال (کانال)انتهای کوچه نوغان جایی نزدیک حوالی دبیرستان حاج تقی آقا بزرگ امروزی بود.ویژگی دیگر جیگی جیگی ننه خانم که عاملی شد تا او بیش ازهرنوازنده دوره گرد دیگری درذهن ساکنان دهه های 30 و40 مشهد نقش بندد ماجرای دفن وی بود.براساس روایت قدیمی ها وقتی چند روزی اهالی محله نوغان جیگی جیگی رامشاهده نکردند با توجه به اینکه او به جزماههای محرم و صفر که به احترام سوگواران حسینی ازغار خود خارج نمی شد وساز نمی زد هرروز درنخستین ساعات روزازکال بیرون آمده و راهی نقطه ای ازشهرمی شد،برای کشف علت این غیبت ناگهانی به غارش مراجعه کردند و با جسد بی جان وی مواجه شدند.آنان با دیدن این صحنه جنازه را به غسالخانه شهر که در میدان طبرسی قرارداشت منتقل کردند وچون مشخص نبود بستگانی دارد یا نه قرارشد شبی درغسالخانه بماند وروزبعد یا به خانواده اش تحویل داده ویا توسط ماموران شهرداری درقبرستان گلشور که درآن زمان قبرستان عمومی شهر بود،به خاک سپرده شود.هیچ نکته خاصی در مرگ جیگی جیگی تا اینجای کار وجود ندارد که او را درذهن مشهدی ها جاودانه کنداما نکته مهم این است که روزبعد هنگامی که بستگان یکی از تجار معروف مشهد که جنازه اوهم شب قبل درغسالخانه مانده است به هنگام قراردادن جنازه عزیزشان در قبرازپیش خریداری شده و برای وداع آخر کفن را از روی صورت او پس می زنند با صحنه ای عجیب مواجه می شوند و درمی یابند جنازه ای که آنان با خود به حرم آورده اند جنازه جیگی جیگی ننه خانم است .این افراد ابتدا به گلشور مراجعه می کنند و وقتی می بینند جنازه پدرشان دفن شده برای گرفتن مجوز نبش قبر به سراغ مراجع آن زمان مشهد آیات عظام سبزواری و میلانی می روند اما هردوی این بزرگواران با خواسته آنان مخالفت می کنند تا جیگی جیگی این مطرب بدون خانواده برای همیشه درایوان شمالی صحن انقلاب که به ایوان عباسی شهرت دارد،آرامش ابدی پیدا کند. پخش این خبر درسطح شهر نه تنها باعث شد تا مردم حرمتی ویژه برای جیگی جیگی ننه خانم قایل شوند که عاملی شد تا موسیقی و نمایش در بین مردم مشهد دیگر مذموم قلمداد نشده وخانواده ها از اینکه فرزندانشان گام درراه هنر نهاده اند،سرافکنده نباشند.حال با توجه به خصوصیات گفته شده دربالا از جیگی جیگی ننه خانم به خوبی قابل قبول است که آشنایی با او را درکنار لهجه خاص مشهدی به عنوان نمادهایی برای کشف میزان اصالت یک ساکن مشهد در نظر گرفت به عبارت بهتر جیگی جیگی ننه خانم می تواند یکی از معیارهای اصیل بودن یک مشهدی محسوب شود.
1_این مطلب را اردیبهشت گذشته به درخواست دوست عزیزم محمد برومند وبرای انتشاردر مجموعه یادداشت هایی برای بزرگداشت مطرب دوره گرد سالهای دهه 40 مشهد( جیگی جیگی ننه خانم )نوشته ام و اکنون که کتاب مورد نظر منتشر شده آن را برای دوستانی که به هر دلیل امکان دراختبیار داشتن کتاب را ندارند در اینجا قرارداده ام .
